سفارش تبلیغ
صبا ویژن

روزهای بارانی دلم
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
*



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


به نقل از نمک نیوز : گرانی، تورم، باز هم گرانی، دوباره تورم، یک‌دفعه دیگر گرانی، یک بار دیگر تورم و… اینها حکایت مکرر اقتصاد ما شده است که گویا هر از چند وقتی اوج می‌گیرند و کلی سروصدا به‌پا می‌فرمایند. گفتنی است کم نیستند مسوولانی که سکوت کرده و در این مورد حرفی نمی‌زنند؛ عده‌ای نیز می‌کوشند منکر قضیه شوند.


قاصد آمد که شخص مسوولی
طبق نقل و کلام منقولی

از تریبون یکی سخن گفتی
از فلانی و انجمن گفتی

قاصد این را ز روبرو گفتی!
هر چه را دیده موبه‌مو می‌گفت

ابتدا سرفه‌های ریزی کرد
زیر لب آه تند و تیزی کرد

جرعه آبی چو بر دهان آورد
سخن اینگونه بر زبان آورد:

من شنیدم فلان برادر گفت
با صدای کمی رساتر گفت

هم تورم و هم گرانی هست
نرخ این هر دو، تند و آنی هست!

عاقبت آن جناب مسوولی
کاملاً نرم و خوب و معمولی

نعره زد، گوش ملتی کر شد
اندکی نه، بسی مکدر شد

شاکی از دست آن فلانی شد
منکر هر مدل گرانی شد

مدعی شد که وضعمان عالیست
زیر پاهایمان پر از قالیست

غیر ارزن و دان? کفتر
نرخ چیزی نرفته بالاتر

رشد قیمت سریع و آنی، نیست
توی این مملکت گرانی، نیست

خنده بر لب چو می‌روی بازار
کی تورم دهد تو را آزار؟

هرکجا هرطرف که بنشینی
جنس چینی دگر نمی‌بینی

از همین رو کرایه‌ها کم شد
جای مستأجران چه محکم شد

مالکان جمله آنچنان سیرند
پول پیش از کسی نمی‌گیرند

قاصد این گفت و رفت و راهی شد
خیره از من به وی نگاهی شد

بنده ماندم چه بر زبان آرم
در مقابل چه بر دهان آرم

از همین‌رو برای لاپوشی
رفته‌ام توی جلد خاموشی!




[ شنبه 91/4/31 ] [ 9:40 عصر ] [ atefe ] [ نظرات () ]

مرغ ،آهنگ جدایی ساز کرد
ناگهان از سفره ام پرواز کرد
از فراقش قلب بشقابم شکست
قاشق و چنگال من در غم نشست
دید او فیش حقوقم را مگر؟
کاین چنین از پیش من بگرفت پر
مرغکم رفتی تو از پیشم چرا
کردی از پیش خودت کیشم چرا
من به تو خیلی ارادت داشتم
حشر و نشری با کبابت داشتم
خاطراتت مانده در کنج اجاق
سوخت قلب دیگ تفلون از فراق
ران و بال و سینه ات یادش بخیر
قلب چون آیینه ات یادش بخیر
با سس قرمز چه زیبا می شدی
خوب و دلچسب و دلارا می شدی
ای فدای ژامبون رنگین تو
سوپ های داغ و آن ته چین تو
ناز کم کن پیش ماها هم بیا
لطف کن ،یک شام، اینجا هم بیا
دستمان از گوشت دور است ای نگار
پس تو دیگر اشکمان را در نیار
زندگی بی تو جهنم می شود
سکته ،اسبابش فراهم می شود
ای فدای قُد قُدایت باز گرد
این دل و جانم فدایت باز گرد
بی تو باور کن که مردن بهتر است
از جهان تشریف بردن بهتر است
از خر شیطان بیا پایین عزیز
عشوه کم کن ،زهر در جامم مریز
تازگی از دیگران دل می بری
هرکه بامش بیش ،با او می پری
در نبودِ هیکل زیبای تو
دلخوشم با سنگدان و پای تو
پس چه شد آن بال های خوشگلت
لک زده است این دل برای شنسلت
ذهن یخچالم پُر است از یاد تو
بازگرد ای خوشگل تو دلبرو
تخم خود را لا اقل از ما نگیر
تا که با خاگینه اش گردیم سیر


[ شنبه 91/4/31 ] [ 10:5 صبح ] [ atefe ] [ نظرات () ]

قطعاً ژن ها نقش اساسی در تعیین طول عمر انسان ها را بر عهده دارند، اما پزشکان با ارائه راهکارهایی موثر از ابتلا به بیماری های مزمن پیشگیری کرده اند و راهکارهای داشتن عمری طولانی را ارایه داده اند. در ادامه ایمیل به 12 راهکار ساده که باعث تضمین سلامتی و داشتن عمری طولانی خواهند شد، اشاره می کنیم که امیدواریم شما دوستان پرشین استار از کاربرد آنها کوتاهی نکنید.

1. سیگار نکشید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چهار سال پس از ترک کردن سیگار، شانس افراد سیگاری برای ابتلا به حمله های قلبی همانند فردی خواهد بود که هیچ گاه سیگار نکشیده است. همچنین پس از ده سال ترک سیگار، خطر ابتلا به سرطان ریه به صفر خواهد رسید.


2. ورزش کنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

روزانه سی دقیقه ورزش می تواند نیاز بدن به فعالیت فیزیکی را تامین کند. سعی کنید روزانه سه مرتبه و هر مرتبه ده دقیقه پیاده روی کنید.


3. روزانه پنج وعده غذایی میل کنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خوردن میان وعده های سالم، می تواند انرژی یک روز شما را تامین کند.


4. آزمایشات غربالگری انجام دهید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

احتیاجی به انجام تست های سخت و هزینه بر نیست. می توانید برای آگاهی از وضعیت بدنتان، این آزمایشات ساده را به صورت متناوب و مرتب انجام دهید.


5. به مقدار کافی بخوابید

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

برای افراد بالغ، هفت الی هشت ساعت خواب شبانه توصیه می شود. اگر شب ها دیر به رختخواب می روید، باید بدانید که محرومیت از خواب، خطر ابتلا به سرطان و بیماری های قلبی را افزایش می دهد.


6. با دکتر خود راجع به مصرف آسپرین با دوز پایین مشورت کنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مصرف روزانه یک عدد قرص آسپرین 81 گرمی می تواند از حمله قلبی، سکته مغزی و حتی سرطان پیشگیری کند. البته مصرف آسپرین بدون عوارض جانبی نخواهد بود، پس بدون مشورت با پزشک خود شروع به مصرف این قرص نکنید.


7. فشار خون خود را چک کنید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

فشار خون که به قاتل خاموش نیز معروف است، ممکن است پایان غم انگیزی بهمراه داشته باشد. پس فشار خون خود را به صورت مرتب چک کرده و سعی کنید آن را ثابت نگه دارید. در خصوص آگاهی از فشار خون نرمال خود، با پزشک مشورت نمایید.


8. معاشرت کنید و روابط دوستانه خود را گسترش دهید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تنهایی، استرس به همراه خواهد داشت. با دوستان و خانواده خود معاشرت کنید. حتی اگر امکان چنین کاری برایتان آسان نیست به هر شکلی که شده سعی کنید از تنهایی دوری کنید؛ حتی با نگهداری از حیوانات خانگی در منزل.


9. پرهیز از چربی های اشباع شده

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چربی های اشباع شده باعث افزایش کلسترول خون می شوند. چربی های موجود در کره، شیر، گوشت قرمز و … از این دسته هستند. در مقابل این نوع چربی های مضر، مواد غذایی ای با چربی های اشباع نشده وجود دارند که تاثیری در بالا بردن کلسترول ندارند.


10. دوری از افسردگی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

افسردگی نه تنها از نظر روحی انسان را تضعیف می کند، بلکه از نظر جسمی نیز ضررهای جبران ناپذیری به همراه خواهد داشت. افسردگی می تواند در افراد مبتلا به بیماری های قلبی و دیابت، احتمال مرگ زودرس را تا 30? افزایش دهد.


11. پرهیز از استرس

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

پزشکان معتقدند که حتی 15 کیلو اضافه وزن؛ از یک زندگی همراه با استرس بهتر است.


12. داشتن هدف در زندگی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

امید داشتن نتیجه ی هدف داشتن در زندگی است. در زندگی هدف داشته باشید تا با امید بیشتری به زندگی ادامه دهید و از زندگی خود لذت ببرید.


به نقل از : سالم زی


[ چهارشنبه 91/4/28 ] [ 11:38 صبح ] [ atefe ] [ نظرات () ]


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
بزرگ‌ترین مصیبت برای یک انسان اینه که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌باشه نه شعور لازم برای خاموش ماندن.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم بلکه مهم اینه که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود داره.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
شاید کسی که روزی با تو خندیده رو از یاد ببری، اما هرگز اونی رو که با تو اشک ریخته، فراموش نکنی.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
توانایی عشق ورزیدن؛ بزرگ‌ترین هنر دنیاست.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
از درد های کوچیکه که آدم می ناله؛ ولی وقتی ضربه سهمگین باشه، لال می شه.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
اگر بتونی دیگری را همونطور که هست بپذیری و هنوز عاشقش باشی؛ عشق تو کاملا واقعیه.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه میکنه عاشقته.

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی
کسی که دوستت داره، همش نگرانته. به خاطر همین بیشتر از اینکه بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش.


و بالاخره خواهی فهمید که :

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر"فقط یه شوخی بود" هست.

یک کم کنجکاوی پشت "
همین طوری پرسیدم" هست.

قدری احساسات پشت "
به من چه اصلا" هست.

مقداری خرد پشت "
چه میدونم" هست.

و اندکی درد پشت "
اشکالی نداره" هست.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زندگی چون گل سرخ است

پر از عطر... پر از خار... پر از برگ لطیف...

یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و برگ و گل و خار همه همسایه دیوار به دیوار همند...!


[ دوشنبه 91/4/26 ] [ 10:10 صبح ] [ atefe ] [ نظرات () ]


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


اگر نخستین سال های زندگی مشقت بار این تاجر فرش و مولتی میلیاردر ایرانی را در نظر بگیریم و آن را با موقعیت کنونی اش قیاس کنیم، شگفت زده خواهیم شد. کسی که در هفت سالگی و از همان روز اول مدرسه، مجبور می شود پشت دار قالی بنشیند، اکنون با اتکا به خلاقیت و کار طاقت فرسای خودش، یکی از بزرگ ترین تاجران فرش در دنیا است و به قول خودش هربار که برای خرید به بازار تبریز می رود، این بازار را تکان می دهد. آن هم در هنگامه ای که بحران در تار و پود تولید و تجارت فرش دستباف ایران تنیده شده و آمار رسمی دال بر کاهش 33درصدی صادرات این محصول ملی در ماه اول سال جاری است.

من "احد عظیم‌زاده" هستم. در 10 آذر 1336 در ده اسفنجان در شهرستان اسکو متولد شدم. هفت ساله بودم که پدرم را از دست دادم و یتیم شدم. امکانات مالی‌مان اجازه نمی‌داد به مدرسه بروم و فقط پس از رفتن به کلاس اول مجبور شدم پشت دار قالی بنشینم و قالیبافی کنم. تا 13 سالگی روزها قالی می‌بافتم و شب‌ها درس می‌خواندم. چاره‌ای نبود، وسع مالی ما جز این اجازه نمی‌داد.

خاک خوردم و زحمت بسیار کشیدم. در سال 2 بار بیشتر نمی‌توانستیم برنج بخوریم. یک بار روز 21 ماه رمضان و بار دوم شب چهارشنبه‌سوری. آرزو داشتم یا خلبان شوم یا پولدار و برای رسیدن به این آرزوها بسیار زحمت کشیدم.

کارم را با به دوش کشیدن پشتی و قالی‌های کوچک و بردن آن از اسفنجان یا اسکو برای فروش آغاز کردم. در آغاز کار از هرکدام از آنها یک یا دو تومان (نه هزار یا 2هزار تومان) سود می‌کردم. پنج سال اینچنین سخت کار کردم. بسیار دشوار بود. اما پشتکار و اعتقاد به هدف با توکل به خدا تحمل سختی‌ها را آسان می‌کرد. در 18 سالگی توانستم 20 هزار تومان پس‌انداز کنم، اما فشارها همچنان ادامه داشت تا این‌که مجبور به ترک تحصیل شدم.

غصه یتیمی چون باری سنگین به دوشم بود. (بغض می‌کند) یتیم هیچ‌کس را ندارد. کارمند، کارگر، بانکی، کاسب و هرکس دیگری شب که به خانه‌اش می‌رود دستی به سر و روی بچه‌اش می‌کشد. اما یتیم این محبت بزرگ را ندارد. شب‌ها، شب‌های جمعه پاهایش را در بغل می‌گیرد و به انتظار می‌نشیند. در انتظار آن کس که دستی به سرش بکشد...

در این فکر بودم که سرمایه‌ام را افزایش بدهم تا بتوانم کاری بکنم. می‌خواستم یک کارگاه فرشبافی راه بیندازم. سراغ پسرعموی پدرم رفتم و از او 20 هزار تومان قرض کردم و 60 هزار تومان هم از بانک وام گرفتم. سرمایه‌ام شد 100 هزار تومان یعنی به اندازه یک تراول صد تومانی امروزی.

وقتی این پول دستم آمد تازه به فکر افتادم که چه بکنم. چه ایده جدیدی داشته باشم؟ ماه‌ها فکر کردم. آن روزها چون انقلاب پیروز شده بود تا 2 سال به هیچ ایرانی پاسپورت نمی‌دادند. در این مدت فکر کردم و فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که با صادرات کارم را شروع کنم.

اما هیچ اطلاعاتی نداشتم. شنیده بودم آلمان مرکز تجارت فرش است. ویزا گرفتم و به هامبورگ رفتم و در یک مسافرخانه یا پانسیون مستقر شدم. به سالن‌ها و انبارهای فرش آنجا سرزدم و با سلیقه‌ها آشنا شدم. آنجا به من گفتند ثروتمندان برای خرید فرش به سوئیس می‌روند. ویزای 15 روزه سوئیس گرفتم و به ژنو رفتم.

زبان هم نمی‌دانستم. در یک هتل با تاجری آشنا شدم و او ایده اصلی را به من داد: فرش گرد بباف. در آن دوران در ایران فرش گرد بافته نمی‌شد و کیفیت تولید فرش و رنگ‌بندی‌ها هم مناسب نبود. چای و قهوه‌ام را خوردم و همان روز به ایران برگشتم. به ده خودمان آمدم و ساختمانی اجاره کردم. دستگاه خریدم، با 10 درصد نقد و بقیه اقساط. ابریشم هم قسطی خریدم. انسان باید ریسک‌پذیر باشد و من هم ریسک کردم. با دست خالی و از هیچ.

شروع به بافتن فرش گرد کردم و چند نمونه که بیرون آمد سر و کله تاجران آلمانی پیدا شد و آنان به اسفنجان آمدند. باور می‌کنید یا نه؟ در اولین معامله 6.5 میلیون تومان نقد پرداختند و شش میلیون تومان هم چک دادند! آن شب از شدت هیجان نخوابیدم. احساس آن شب را خوب به خاطر دارم. سرمایه 100 هزار تومانی من که 80 هزار تومانش قرض بود در کارخانه اجاره‌ای اینچنین سودی نصیب من کرده بود، در اولین قدم... کسب و کارم رونق گرفت و صادراتم را به آلمان، ایتالیا، سوئیس، انگلیس، بلژیک و دیگر کشورها آغاز کردم.

بسیار سفر کردم و ایده‌های جدید دادم. از موزه‌های فرش کشورها بازدید می‌کردم و از طرح‌ها اقتباس یا از آنها عکس می‌گرفتم و با الهام از آنها و تلفیق طرح‌ها، ایده‌های نو بیرون می‌دادم. در این مدت سلیقه مشتریان را شناختم. اصول کار خودم را پیدا کردم. من شریک ندارم. هیچ‌گاه نداشته‌ام و نخواهم داشت. اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک می‌گذاشت.

اصل دیگر من احترام به مشتری است، هر که می‌خواهد باشد. پیش مشتری مثل سربازی که جلوی تیمسار خبردار می‌ایستد، با احترام می‌ایستم. اتکای خودم اول به خدا و دوم به ایده و تفکر و پشتکار و ریسک‌پذیری خودم است. بسیار ریسک می‌کنم، بسیار.

کمی بعد در بازدید از هتل‌های معروف جهان تصمیم گرفتم وارد کار ساخت بزرگ‌ترین پروژه هتل کشور شوم. تاکنون 180 میلیارد تومان در این پروژه سرمایه‌گذاری کرده‌ام. تمام مصالح این پروژه خارجی و بهترین است. سنگ برزیل، شیشه بلژیک، دستگیره در انگلیس و تاسیسات آلمانی است. کابین چهار آسانسور نیز از طلای 18 عیار است.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

پروژه قو الماس خاورمیانه در سلمانشهر مازندران


این هتل 340 واحد مسکونی در 25 طبقه، هفت طبقه سالن ورزشی، 34 طبقه هتل، 7 رستوران روی دریاچه، 10 هزار متر شهر آبی، 70 هزار متر زمین آمفی‌تئاتر، 90 هزار متر زمین گلف و 2 باند هلیکوپتر دارد. فقط قرارداد نورپردازی این پروژه با فرانسوی‌ها 9 میلیون دلار است. این پروژه آبروی کشور است و من با افتخار روی آن سرمایه‌گذاری کرده‌ام. من ایران را دوست دارم. بروید بگردید حتی یک دلار و ریال در خارج کشور ندارم و سرمایه‌گذاری یا ذخیره نکرده‌ام ...


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


می‌پرسید چه احساسی نسبت به پول دارم؟ پول دیگر مرا ارضا نمی‌کند. هدف من کارآفرینی است. تنها در پروژه آن هتل 600 نفر به طور مستقیم کار می‌کنند. من 2 بار برنده تندیس الماس بزرگ‌ترین بیزینس‌من جهان شدم و بزرگ‌ترین صادرکننده فرش کشور هستم. اما می‌دانید بزرگ‌ترین افتخار من چیست؟ "یتیم‌نوازی".

افتخار می‌کنم 2 سال خیر نمونه کشور شدم. افتخار می‌کنم جزو 100 کارآفرین برتر کشور هستم. دوست دارم اشتغالزایی کنم. دوست دارم سفره مرتضی علی باز کنم، معتقدم خدا من را وسیله قرار داده است. هم‌اکنون 1070 بچه یتیم را زیر پوشش دارم و با خودم پیمان بستم تا عمر دارم هر سال 100 بچه به آنها اضافه کنم. وصیت کرده‌ام وقتی مردم تا 10 سال بعد از عمرم هر سال 100 بچه یتیم اضافه شود و مخارج همه یتیم‌ها را از محل ارثم بپردازند.

بعد از 10 سال هم اگر بازماندگانم لیاقت داشتند، راه من را ادامه می‌دهند. سفره که می‌اندازیم برای یتیم‌ها و می‌آیند و غذا می‌خورند، کیف می‌کنم. گریه می‌کنم و حال می‌کنم.

در یک مراسمی بچه‌ها دورم جمع شده بودند و هر کس چیزی می‌خواست. در این میان دختربچه‌ای به من نزدیک شد و به جای آن که چیزی بخواهد، فقط خواست دستم را ببوسد. مهرش بدجور به دلم نشست. خواستم فردا بیایند دفترم. آن دختر الان دخترخوانده من است. روی پایم نشست و بابایی صدایم کرد. من به هر دخترم 50 میلیون تومان جهاز دادم و مقرر کردم به این یکی 100 میلیون تومان جهاز بدهند. این دست خداست که مهر این دختر را به دل من انداخت. یتیمی سخت است. بهترین ساعات عمر من زمانی است که در خدمت یتیمان هستم. پول را برای چه می‌خواهیم؟ خدا به ما داده و ما هم باید به بقیه بدهیم.

ما وسیله هستیم. باید بخشید و بی‌منت و زیاد بخشید. این توصیه من به همکارانم است. من از زیر صفر شروع کردم. توصیه من به جوانان این است که منطقی فکر کنند. این گونه نبوده که شب بخوابم، صبح پولدار شوم. خاک خوردم و رنج کشیدم و آثار این رنج هنوز در من هست. امیدشان به خدا و فکر و بازوی خودشان باشد. درستکار باشند و تلاش و تلاش و تلاش کنند. این فرمول من است...


برگرفته از : عصرایران


[ چهارشنبه 91/4/21 ] [ 2:14 عصر ] [ atefe ] [ نظرات () ]

 برترین ها:
در این شهر بزرگ، هزاران جوان زندگی می‌کنند که شغل و درآمدی ندارند. خیلی از آنها واقعا می‌خواهند تحولی در زندگی‌شان صورت بگیرد. شاید دنبال کسی می‌گردند تا راه درست را نشان‌شان بدهد یا یک فرصت کاری را برایشان خلق کند. اما شرایط همیشه آنطور که باید، خوب پیش نمی‌رود. اینجاست که یک ذهن خلاق و فکر بکر به کمک آدم می‌آید و زمینه‌ساز پیشرفت‌های بعدی می‌شود.


 «خلیل خیریمنش» از آن‌دسته افرادی بود که با سرمایه اندک و ایده بکر کارش را شروع کرد. 40 سال پیش او کنار کارخانه یخ‌سازی، ابتدای خیابان 17 شهریور یک آب آلبالو فروشی راه انداخت که در تهران تک بود. حالا پسرش «حمید»، وارث ابتکار پدر شده و با تلاش و زحمت فراوان توانسته است با سرمایه کم از همین راه، درآمد یک پزشک را داشته باشد!  گفت‌وگوی ما با مشهور‌ترین آب آلبالو فروشی پایتخت را بخوانید تا به رازهای موفقیت این کاسب و همچنین به این نکته اساسی که گاهی وقت‌ها، داشتن یک ایده بکر، کارگشاتر از داشتن پول زیاداست پی ببرید...


اسم و فامیل، سن و سال و اینکه بچه کدام محلی؟


حمید خیریمنش، 28 ساله. بچه محله 17 شهریور تهران.

چند سال است که مشغول به این کار هستی و چی شد که سراغ این شغل آمدی؟


آب آلبالوفروشی را از 20 سال پیش شروع کردم. چون پدرم این کار را انجام می‌داد، من هم علاقه‌مند شدم.

یعنی شما از 8 سالگی کار می‌کردید؟ آن موقع فرصت می‌کردید که درس بخوانید؟


بله. بچه که بودم کمک دست پدر بودم و درسم را هم می‌خواندم. دیپلم که گرفتم کنکور شرکت کردم و در رشته مدیریت ادامه تحصیل دادم.

یادتان هست پدر چه سالی این کار را شروع کرد و اصلا چرا سراغ این شغل آمد؟


او در سال 1350 آب آلبالو و زرشک فروشی خاص خودش را، در همین‌جا و روی یک چرخ راه انداخت. راستش نمی‌دانم چرا این کاسبی را انتخاب کرد، اما او کارش را دوست داشت و به‌دلیل اعتبار و صداقتش همه به او احترام می‌گذاشتند.

چرا اینجا، یعنی پیاده‌رو را برای فروش نوشیدنی‌های خنک طبیعی انتخاب کرده بود؟


قدیم‌ها اینجا بیابان بود و پدرم کاسبی‌اش را کنار کارخانه یخ‌سازی راه انداخت. کارخانه یخ‌سازی هنوز که هنوزه سر‌جایش هست. ولی این اطراف آباد شد و ما ماندیم کنار خیابان. سرما و گرما اذیتمان می‌کند. اما این‌جوری مردم ما را بهتر می‌بینند.

آن زمان که تردد خیابان 17 شهریور اینقدر نبود، چقدر طول کشید تا کار پدر رونق بگیرد؟


حدود 5 سالی خاک خوردن داشت. ولی کم‌کم همه اینجا را به‌عنوان یک پاتوق شناختند. پدر هیچ وقت نگران کم و زیاد شدن روزی‌اش نبود. همیشه می‌گفت، تلاش از ما، روزی از خدا.

هیچ‌وقت به فکرتان نرسید که یک مغازه اجاره کنید؟


خودمان نمی‌خواستیم. فروش روی چرخ بهتر است.
 

توی این همه سال شهرداری به شما بابت سد معبر و مواردی از این قبیل گیر نداد؟


چرا، یکی، دو باری آمدند و چرخمان را بردند. رفتیم و برایشان توضیح دادیم و آنها هم قانع شدند و چرخمان را پس دادند. البته هنوز هم گاهی وقت‌ها گیر می‌دهند. بالاخره قانون است دیگر، نمی‌شود کاری‌اش کرد.

آب آلبالو را خودتان درست می‌کردید یا آماده می‌خریدید؟


نه، خودمان درست می‌کردیم. آلبالو خشک از مشهد می‌خریدیم و توی خانه با یک روش خاص آبش را می‌گرفتیم.

این روش خاص یعنی چه جوری؟


تهیه آب آلبالو کار ساده‌ای است. البته چند تا فوت کوزه‌گری هم دارد تا خوشمزه از آب‌دربیاد. برای همین است که شما هرجایی که آب آلبالو می‌خورید، مزه هیچ کدامشان شبیه هم نیست.

هنوز‌‌ همان روش‌های قدیمی را به کار می‌گیرید؟


بله، آبگیری از میوه‌های خشک اگر به‌صورت سنتی انجام شود بهتر جواب می‌دهد.

20 سال پیش قیمت‌هایتان چند بود؟


آن موقع هر لیوان آب آلبالو یا آب زرشک را 5 تومان می‌فروختیم. البته خبری از لیوان‌های یکبار مصرف نبود و آب آلبالو را توی لیوان‌های شیشه‌ای تحویل می‌دادیم. لیوان‌های یکبار مصرف که آمد زحمت ما کمتر و کار بهداشتی‌تر شد. قیمت‌ها هم از 5‌تومان قدیم شده 500 تومان.

پدر هنوز هم فرصت می‌کند بیاید و به دوست‌هایش سر بزند؟


او چند سالی است که به رحمت خدا رفته. حالا من و برادرم اینجا را می‌چرخانیم.

این همه آب آلبالویی توی شهر هست. اما هیچ کدامشان مثل شما فروش ندارند. علت موفقیت‌تان را چه می‌دانید؟

همه چیز به کیفیت بستگی دارد. ما جنس خوب از شهرستان می‌آوریم و با روش طبیعی آب آلبالو و زرشک را می‌گیریم. مردم هم دنبال کیفیت هستند و برای همین استقبال می‌کنند. گذشته از این، ما هیچ وقت کم‌فروشی نمی‌کنیم. الان چرخی‌هایی که توی میدان‌ها می‌ایستند یک لیوان آب‌آلبالو را هزار تومان با شما حساب می‌کنند. تازه نصف لیوان را هم یخ می‌ریزند. ولی ما‌‌ همان لیوان را 500 تومان می‌دهیم و این را هم ذکر کنم که اخلاق خوش کاسبی است که مشتری را جذب می‌کند.

در کارتان ابتکاری هم به خرج داده‌اید که جواب بدهد؟


ما جزو اولین کسانی بودیم که آبمیوه‌های ترکیبی درست کردیم. آب آلبالو با آب زرشک همرنگند و وقتی با هم ترکیب شوند مزه خاصی به‌وجود می‌آید. قدیم‌ها کسی از این کار‌ها بلد نبود. این یکی از ابتکارات ما بود که خوشبختانه مردم از آن استقبال کردند.

این ابتکاری که گفتی چقدر در افزایش فروش‌تان تاثیر داشت؟


بالاخره ما به جای یک کالا، دو کالا تولید کردیم و این یعنی فروش و درآمد بیشتر.

جالب‌ترین خاطره‌ای که از این شغل برایت اتفاق افتاده را برایمان تعریف می‌کنی؟


حادثه جالب برای ما کم پیش می‌آید. متاسفانه بیشتر شاهد تصادف یا درگیری خیابانی هستیم. اما یک روز که سرم خیلی شلوغ بود، خانم مسنی پیشنهاد داد تا به من کمک کند. بعد  از یک ساعت به جای دستمزد، آب آلبالو گرفت و رفت.

مشتری خاصی هم داری؟ منظورم آدم معروف است...


بله. بازاری‌های بزرگ تهران و چند تا کشتی‌گیر مطرح می‌آیند اینجا تا جگرشان را صفا دهند. چون ممکن است راضی نباشند اسمی از آنها به میان نمی‌آورم.

برای آب آلبالو خوردن از کجا‌ها می‌آیند؟


تقریبا از تمام محله‌های تهران مشتری داریم. حتی از اصفهان می‌آیند و از ما جنس می‌خرند و می‌برند.


اصفهانی‌ها که خودشان این‌کاره‌اند. چطور این همه راه می‌آیند تا از شما خرید کنند؟


نمی دانم. شاید چیز خاصی در کار ما دیده‌اند که می‌آیند و می‌روند.

دوست داری پسرت این کار و کاسبی را بعد از بازنشستگی شما ادامه بدهد؟


هنوز ازدواج نکرده‌ام. راستش این‌جوری کار کردن کمی برایم خسته‌کننده شده است. دوست دارم در کنار این کار یک شغل اداری داشته باشم. بالاخره 16 سال درس خوانده‌ایم تا روزی به دردمان بخورد.

اما شاید این موقعیت را از دست بدهی!


این را بدانید که هیچ وقت به‌صورت کامل از این کار دست نمی‌کشم. آب آلبالو در خون ماست و جزئی از زندگی‌مان شده است. این همه سال در سرما و گرما کنار خیابان کاسبی کرده‌ایم تا این اعتبار به دست آمده و نمی‌خواهم همه زحماتم آسان هدر برود.
 

اگر بخواهی کار و حرفه‌ات را توسعه بدهی راهش را بلدی؟


توسعه یک حرفه، زمان و سرمایه زیادی می‌خواهد که متاسفانه من هیچ کدامشان را ندارم. راه‌های زیادی برای این کار هست اما ما به همین درآمد و فروش سنتی روی چرخ راضی هستیم.

و حرف ناگفته...؟


دوست دارم خواننده‌های نشریه سراغ ما بیایند تا مزه واقعی آب آلبالو و آب زرشک را تجربه کنند. این را هم بگویم هر کاری را با جدیت و خلاقیت ادامه بدهند امکان ندارد شکست بخورند؛ حتی اگر آن کار خیلی ساده و پیش پاافتاده به‌نظر برسد.


 


حاصل یک ابتکار ساده


آقا خلیل خدابیامرز، این حرفه را راه انداخت و کلی برای خودش در تهران، اعتبار کسب کرد. حالا حمید، پسر او، کارش را ادامه می‌دهد. حمید، مدیریت خوانده و بدش نمی‌آید کار اداری داشته باشد. او می‌گوید چند تا کشتی‌گیر مطرح و چند تا از بازاری‌های بنام تهران، مشتری‌های ثابت او هستند؛ که البته اسرار حرفه‌ای خود را نگه‌داشته و به ما نمی‌گوید. اگر وارد کار اداری هم شود، نمی‌تواند این آب‌آلبالوفروشی را رها کند. یک ابتکار ساده و همچنین، یک آستین بالا زدن، آنها را به جایی رسانده که حالا اندازه خیلی از شغل‌های باکلاس دیگر، درآمد داشته باشند؛ حتی اگر سرما و گرما، بعضی وقت‌ها امانشان را ببرد!


 

 

یک راز کوچولو


نقل است، راست و دروغش پای نقل‌کنندگان که ناصرالدین شاه، می‌رود پیش یکی از پادشاهان. از او می‌پرسد شما چرا اینقدر موفق شده‌اید.  آن پادشاه می‌گوید که این، یک راز است ولی چون برای شما خیلی احترام قائل هستیم، به شما می‌گوییم. راز ما در این است که کار را، از کم شروع می‌کنیم. اگر کارمان گرفت، ادامه‌اش می‌دهیم، اگر هم نگرفت که رهایش می‌کنیم و در عوض، ضرر زیادی نمی‌کنیم. اما شماها، عادت دارید کار را، از جای بزرگ شروع کنید؛ آن‌هم با کلی سر و صدا و جار و جنجال. ما از یک مغازه شروع می‌کنیم، اگر کارمان گرفت، می‌رویم نمایندگی هم می‌زنیم و بعد از آن، می‌رویم کل آنجا را می‌گیریم. این است راز ما...

احتمالا یکی از مهم‌ترین علل موفقیت حمید هم، به این موضوع برمی‌گردد، نه؟


[ دوشنبه 91/4/19 ] [ 11:47 صبح ] [ atefe ] [ نظرات () ]

رادیو ایران ، تهران سال 1330 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


سینما گلدن سیتی ، تهران سال 1350 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


فرودگاه مهرآباد ، تهران سال 1337 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


بازار تهران ، سال 1333 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


هتل هیلتون ، تهران سال 1340 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ساختمان پست و تلگراف ، تهران سال 1325 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خیابان نادری ، تهران سال 1330 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


میدان شهیاد در دست ساخت ، تهران سال 1345 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


استخر شنای امجدیه ، تهران سال 1337 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


شاه آباد ، تهران 1328 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


مجسمه ، تهران سال 1342 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خیابان سعدی ، تهران سال 1330 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


بانک ملی ، تهران سال 1325 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


پیست اسکی آبعلی ، نزدیک تهران سال 1345 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


باغ شاه ، تهران سال 1336 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


چهار راه مخبرالدوله ، تهران سال 1325 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


بانک بازرگانی ، تهران سال 1320 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خیابان لاله زار ، تهران سال 1325 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


کافه قنادی نادری ، تهران سال 1326 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خیابان سپه سالار ، تهران سال 1326 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


دربند و الهیه ، تهران سال 1336 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


چاتانوگا ، اولین رستوارن و بار تهران که در سال 1345 خورشیدی به مدیریت جانی لوکاس افتتاح شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


خالکوبی ، تهران سال 1337 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


شهرفرنگ ، تهران سال 1337 خورشیدی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


این هم اولین نقشه از تهران که در سال 1237 تهیه شده و تهران را در دوران صفویه و اوایل قاجار نشان میدهد


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 


[ دوشنبه 91/4/19 ] [ 11:27 صبح ] [ atefe ] [ نظرات () ]

سالگرد ازدواج

زن :عزیزم امیدوارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.

مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

 

روز زن

زن : عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه.

مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)

 

روز مرد

زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.

مرد: حالا اشکال نداره عزیزم سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی می یاد)

 

40 روز بعد از تولد بچه

زن:وای مامانی? بازم گرسنه هستی (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟)

مرد با دهان پر: نه عزیزم ندیدم , راستی عزیزم شیر خشک چرا اینقدر خوشمزه است؟

 

40 سال بعد

زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم.

مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم؟

 

2 ثانیه قبل از مرگ

زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم.

مرد: گشنمه.

 

وصیت نامه

زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم ونثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!

مرد:شب هفتم قرمه سبزی بدید.

 

اون دنیا

زن خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدانکنید , نه نه عزیزم , خدایا به خاطر من…

(((وسر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت )))

مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن؟


[ یکشنبه 91/4/18 ] [ 12:8 عصر ] [ atefe ] [ نظرات () ]

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.

کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند.

استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند ...


[ شنبه 91/4/17 ] [ 4:18 عصر ] [ atefe ] [ نظرات () ]


"قـطع اینتـرنت" در کمیـن 300 هـزار کاربـر

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


نزدیک به 300 هزار کامپیوتر در سراسر جهان ممکن است روز دوشنبه امکان اتصال به اینترنت را از دست بدهند. این قطعی موقت، ناشی از آلودگی این سیستم‌ها به ویروسی موسوم به " DNS Changer" است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از عصر ایران؛ کاربرانی که کامپیوترهایشان به ویروس DNS Changer آلوده شده، ممکن است روز دوشنبه (19 تیر، 9 ژوئیه) با قطعی اینترنت مواجه شوند. به رغم هشدارهای متخصصان امنیت شبکه‌، اکنون هزاران سیستم و شبکه کامپیوتری در سراسر جهان به این ویروس آلوده شده‌اند.

این ویروس که FBI مدعی کشف آن شده است در ابتدا چندان مخرب به نظر نمی‌رسید و در روزهای گذشته، هشدارها نسبت به ماهیت این ویروس و راه‌های مقابله با آن در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌چرخد. بطوریکه کاربران باید با تماس با ISPها یا با استفاده از ابزارهای مخصوص، این ویروس را از سیستم‌ها پاک کنند.

بسیاری از شرکت‌های خدمات‌دهنده اینترنت پیام‌های ویژه‌ای برای کاربران فرستاده‌اند و پلیس فدرال آمریکا (FBI) هم ­وب‌سایتی راه‌اندازی کرده که به کاربران کمک می‌کند تا به‌صورت آنلاین بتوانند سیستم خود را اسکن کنند و بفهمند که سیستم‌شان در دام DNS Changer گرفتار شده یا نه.

سیستم‌های آلوده به این ویروس، روز دوشنبه امکان آنلاین شدن نخواهند داشت. کاربران این سیستم‌ها باید با تماس با خدمات‌دهنده اینترنت، یا با ابزارهای مخصوصی که برای این کار طراحی شده، این ویروس را از سیستم خود پاک کنند تا بتوانند بار دیگر به اینترنت وصل شوند.

بر اساس گزارش FBI بیش از 277 هزار کامپیوتر در کشورهای گوناگون جهان به این ویروس آلوده شده‌اند. در ماه آوریل تعداد سیستم‌های آلوده به DNS Changer از مرز 360 هزار هم گذشته بود، اما با به‌کار بستن توصیه‌های امنیتی متخصصان، اکنون از تعداد قربانیان بالقوه آن کاسته شده است.

از این تعداد، نزدیک به 64 هزار سیستم آلوده در آمریکا قرار دارند. در کانادا هم بیش از 25 هزار سیستم به این ویروس آلوده شده بودند، اما مسئولان ارتباطات این کشور با پخش توصیه‌های امنیتی در شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، تعداد سیستم‌های آلوده را به 7 هزار رساند‌ه‌اند.

نشر ویروس از طریق کلیک روی دام‌های تبلیغاتی

پس از کشف DNS Changer مشخص شد که سیستم‌های آلوده به این ویروس، در هنگام اتصال به اینترنت کندتر عمل می‌کردند، اما نشانه‌ای از آسیب‌های جدی امنیتی بروز نیافته بود. هکرهای استونیایی با طراحی دام‌های تبلیغاتی، بیش از 570 هزار کامپیوتر در سراسر جهان را هدف حمله سایبری خود قرار داده بودند.

فیس‌بوک و گوگل هم پیغام‌های ویژه‌ای برای اطلاع‌رسانی به کاربران درباره این ویروس طراحی کرده‌اند.

ماموران FBI که مدعی کشف این ویروس هستند دریافتند که اگر بخواهند سرورهای متصل به این ویروس را قطع کنند، کاربران سیستم‌های آلوده به DNS Chnger امکان اتصال به اینترنت را برای مدتی از دست خواهند داد.

کاربرانی که از آلوده بودن سیستم خود به این ویروس بی‌اطلاع‌اند، در معرض تهدیدهای امنیتی بزرگ‌تری قرار می‌گیرند؛ چون DNS به صورت اتوماتیک آنتی‌ویروس و نرم‌افزارهای امنیتی موجود در سیستم را غیرفعال می‌کند.

چگونه از عدم آلودگی DNSChanger مطمئن شویم؟

با استفاده از ابزار (DNS changer Eye chart 1) به سادگی می‌توانیم از آلودگی ابزار و یا عدم آلودگی ابزار و مسیرهای مورد استفاده برای اتصال به اینترنت اطمینان حاصل کنیم. با مراجعه به صفحه اینترنتی این ابراز، ( http://dns-ok.us ) اگر با یک پنجره بزرگ سبز رنگ مواجه شدید رایانه شما به ویروس DNS changer آلوده نیست.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


امّا در صورت مشاهده پنجره قرمز رنگ رایانه و یا یکی از مسیرهای دسترسی شما، به اینترنت، ‌آلوده به این بدافزار خطرناک است که باید در اولین فرصت نسبت به پاکسازی آن اقدام کنید.

در همین رابطه PandaLabs، لابراتوارهای امنیتی شرکت پاندا اعلام کرده است که برای پاکسازی ویروس DNSChanger، می‌‌توانید از انواع نرم‌افزارهای قدرتمند ضدویروس مانند Cloud Antivirus و یا ابزار مکمل ضدبدافزار مانند Panda ActiveScan که با هر نوع ضدویروس فعلی نصب شده در سیستم شما سازگار هستند، استفاده کنید و صحت تنظیمات دسترسی خود به اینترنت را از طریق تماس با شرکت‌های سرویس دهنده اینترنت، ‌بررسی کنید. اما به هر حال، متأسفانه در برخی موارد به علت شدت آلودگی، برخی از کاربران ناچار به تعویض سیستم‌های عامل خود می‌شوند.





[ شنبه 91/4/17 ] [ 4:12 عصر ] [ atefe ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

بنام خداوندی که داشتن او جبران همه نداشته های من است
موضوعات وب
امکانات وب


بازدید امروز: 25
بازدید دیروز: 69
کل بازدیدها: 212271